انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
damned
لعنتی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- لعنتی
- ملعون
- نفرینشده
معنی و کاربرد
لعنتی
adjective — صفتEnglish meaningCursed or condemned; used as an intensifier.
نفرینشده و ملعون
Where is that damned key?
آن کلید لعنتی کجاست؟
The damned soul wandered forever.
جان لعنتی تا ابد سرگردان ماند.
هممعنیها (انگلیسی)
- cursed
- accursed
- blasted
متضادها (انگلیسی)
- blessed
ترکیبهای رایج
- damned fool