انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
damp
نمدار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نمدار
- مرطوب
- نمناک
معنی و کاربرد
نمدار
adjective — صفتEnglish meaningSlightly wet; moist in a cool way.
کمی خیس و مرطوب
The cloth was still damp.
پارچه هنوز نمدار بود.
The walls felt cold and damp.
دیوارها سرد و نمدار بودند.
هممعنیها (انگلیسی)
- moist
- humid
- wet
متضادها (انگلیسی)
- dry
ترکیبهای رایج
- damp cloth
- damp weather