پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

dark

تار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تار
  • تیره
  • تاریک

معنی و کاربرد

  1. تار

    adjective — صفت
    English meaning

    With little or no light; having a deep or somber color.

    در نبود نور

    • The room was dark.

      اتاق تاریک بود.

    • He wore a dark suit.

      او کت‌وشلوار تیره‌ای پوشید.

  2. تار

    adjective — صفت
    English meaning

    (of a sound) thin and not clear.

    در توصیف صدا

    • Her voice sounded thin and distant.

      صدایش تار و دور به گوش می‌رسید.

    • His voice grew dark with sorrow.

      صدایش با اندوه تار شد.

شکل‌های واژه

comparative
darker
superlative
darkest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • dim
  • gloomy
  • black

متضادها (انگلیسی)

  • bright
  • light

ترکیب‌های رایج

  • dark room
  • dark hair
  • after dark

یادداشت کاربرد

تار همچنین نام سازی ایرانی و به معنای رشته و نخ است.

واژه‌های مرتبط