پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

dazed

منگ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • منگ
  • گیج
  • مبهوت

معنی و کاربرد

  1. گیج

    adjective — صفت
    English meaning

    Unable to think clearly, especially after a shock or blow.

    گیج و مبهوت

    • He was dazed by the blow to his head.

      او از ضربه به سرش گیج شده بود.

    • She stood dazed in the crowd.

      او گیج در میان جمعیت ایستاد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • stunned
  • bewildered
  • confused

متضادها (انگلیسی)

  • alert
  • clearheaded

ترکیب‌های رایج

  • dazed and confused
  • leave someone dazed

واژه‌های مرتبط

  • daze