انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
dead
مرده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مرده
- فوتشده
- بیجان
معنی و کاربرد
مرده
adjective — صفتEnglish meaningNo longer alive.
پایان یافتن زندگی
The bird was already dead.
پرنده از قبل مرده بود.
They buried the dead man.
مرد مرده را دفن کردند.
The tree looks dead.
درخت مرده به نظر میرسد.
هممعنیها (انگلیسی)
- lifeless
- deceased
متضادها (انگلیسی)
- alive
- living
ترکیبهای رایج
- dead body
- drop dead