انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
deadly
کشنده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کشنده
- مرگبار
- مهلک
معنی و کاربرد
کشنده
adjective — صفتEnglish meaningCausing or able to cause death.
It was a deadly poison.
زهر کشندهای بود.
The accident was deadly.
حادثه مرگبار بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- fatal
- lethal
- mortal
متضادها (انگلیسی)
- harmless
- safe
ترکیبهای رایج
- deadly weapon
- deadly disease