پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

debauchery

فجور به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فجور
  • تباهی
  • هرزگی

معنی و کاربرد

  1. فجور

    noun — اسم
    English meaning

    Excessive indulgence in sensual pleasures; immoral or corrupt behavior.

    گناه و تباهی اخلاقی

    • The novel describes a life of debauchery.

      این رمان زندگی‌ای پر از فجور را توصیف می‌کند.

    • He was known for his debauchery.

      او به فجور و هرزگی شهره بود.

    • They warned against debauchery and vice.

      آن‌ها از فجور و گناه هشدار دادند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • immorality
  • dissipation
  • vice

متضادها (انگلیسی)

  • virtue
  • chastity
  • morality

ترکیب‌های رایج

  • a life of debauchery

یادداشت کاربرد

فجور به گناه و تباهی اخلاقی و بی‌بندوباری گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط