انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
debauchery
فجور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فجور
- تباهی
- هرزگی
معنی و کاربرد
فجور
noun — اسمEnglish meaningExcessive indulgence in sensual pleasures; immoral or corrupt behavior.
گناه و تباهی اخلاقی
The novel describes a life of debauchery.
این رمان زندگیای پر از فجور را توصیف میکند.
He was known for his debauchery.
او به فجور و هرزگی شهره بود.
They warned against debauchery and vice.
آنها از فجور و گناه هشدار دادند.
هممعنیها (انگلیسی)
- immorality
- dissipation
- vice
متضادها (انگلیسی)
- virtue
- chastity
- morality
ترکیبهای رایج
- a life of debauchery
یادداشت کاربرد
فجور به گناه و تباهی اخلاقی و بیبندوباری گفته میشود.