پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

debt

بدهی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بدهی
  • دین

معنی و کاربرد

  1. بدهی

    noun — اسم
    English meaning

    Money or obligation owed to another.

    پولی که به دیگری بدهکاریم

    • He paid off his debt.

      او بدهی‌اش را پرداخت کرد.

    • She is in debt.

      او بدهکار است.

شکل‌های واژه

plural
debts

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • liability
  • obligation

متضادها (انگلیسی)

  • credit

ترکیب‌های رایج

  • pay off a debt

واژه‌های مرتبط

  • owe