انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
deceived
فریفته به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فریفته
- گولخورده
- فریبخورده
معنی و کاربرد
فریفته
adjective — صفتEnglish meaningHaving been tricked or misled into believing something false.
کسی که فریب خورده است
He felt deceived by his closest friend.
او از سوی نزدیکترین دوستش فریبخورده احساس میکرد.
The deceived customers demanded a refund.
مشتریان فریبخورده بازپرداخت پول را خواستار شدند.
هممعنیها (انگلیسی)
- tricked
- misled
- duped
متضادها (انگلیسی)
- enlightened
- informed
ترکیبهای رایج
- feel deceived
- deceived by appearances
یادداشت کاربرد
فریفته صفت مفعولی از فعل فریفتن است.