انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
deeds
اعمال به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اعمال
- کردارها
- عملها
معنی و کاربرد
اعمال
noun — اسمEnglish meaningActions or deeds, especially considered morally.
کارها و کردارها بهویژه از نظر اخلاقی
Judge people by their deeds, not words.
مردم را با اعمالشان بسنج، نه با حرفشان.
His good deeds will be remembered.
اعمال نیک او به یاد خواهد ماند.
اعمال
noun — اسمEnglish meaningThe act of applying or enforcing something, such as a rule.
به اجرا گذاشتن چیزی مانند قانون
The enforcement of the law began.
اعمال قانون آغاز شد.
Application of the new rules starts today.
اعمال قوانین جدید از امروز شروع میشود.
هممعنیها (انگلیسی)
- actions
- deeds
- acts
ترکیبهای رایج
- good deeds
- enforcement of law
واژههای مرتبط
- act