پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

deeds

اعمال به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • اعمال
  • کردارها
  • عمل‌ها

معنی و کاربرد

  1. اعمال

    noun — اسم
    English meaning

    Actions or deeds, especially considered morally.

    کارها و کردارها به‌ویژه از نظر اخلاقی

    • Judge people by their deeds, not words.

      مردم را با اعمالشان بسنج، نه با حرفشان.

    • His good deeds will be remembered.

      اعمال نیک او به یاد خواهد ماند.

  2. اعمال

    noun — اسم
    English meaning

    The act of applying or enforcing something, such as a rule.

    به اجرا گذاشتن چیزی مانند قانون

    • The enforcement of the law began.

      اعمال قانون آغاز شد.

    • Application of the new rules starts today.

      اعمال قوانین جدید از امروز شروع می‌شود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • actions
  • deeds
  • acts

ترکیب‌های رایج

  • good deeds
  • enforcement of law

واژه‌های مرتبط

  • act