انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
defective
معیوب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- معیوب
- ناقص
- خراب
معنی و کاربرد
معیوب
adjective — صفتEnglish meaningImperfect or faulty; having a defect that makes something not work properly.
چیزی که عیب و نقص دارد و درست کار نمیکند
The store replaced the defective device.
فروشگاه آن دستگاه معیوب را تعویض کرد.
The car was returned as defective.
خودرو بهعنوان معیوب بازگردانده شد.
Defective parts caused the accident.
قطعات معیوب باعث آن حادثه شدند.
هممعنیها (انگلیسی)
- faulty
- flawed
- imperfect
متضادها (انگلیسی)
- perfect
- sound
ترکیبهای رایج
- defective product
- defective goods
- return defective
یادداشت کاربرد
معیوب بر وجود عیب و نقص فنی یا جسمی دلالت دارد.