پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

defective

معیوب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • معیوب
  • ناقص
  • خراب

معنی و کاربرد

  1. معیوب

    adjective — صفت
    English meaning

    Imperfect or faulty; having a defect that makes something not work properly.

    چیزی که عیب و نقص دارد و درست کار نمی‌کند

    • The store replaced the defective device.

      فروشگاه آن دستگاه معیوب را تعویض کرد.

    • The car was returned as defective.

      خودرو به‌عنوان معیوب بازگردانده شد.

    • Defective parts caused the accident.

      قطعات معیوب باعث آن حادثه شدند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • faulty
  • flawed
  • imperfect

متضادها (انگلیسی)

  • perfect
  • sound

ترکیب‌های رایج

  • defective product
  • defective goods
  • return defective

یادداشت کاربرد

معیوب بر وجود عیب و نقص فنی یا جسمی دلالت دارد.