انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
defrauded
مغبون به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مغبون
- فریبخورده
- زیاندیده
معنی و کاربرد
مغبون
adjective — صفتEnglish meaningHaving been cheated or deprived of something by deceit.
حقوق و معامله
The defrauded buyer sued the seller.
خریدار مغبون از فروشنده شکایت کرد.
He felt defrauded by the contract.
او از این قرارداد خود را مغبون میدید.
هممعنیها (انگلیسی)
- cheated
- swindled
- deceived
متضادها (انگلیسی)
- satisfied