انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
degenerate
منحط به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- منحط
- فاسد
- پست
معنی و کاربرد
منحط
adjective — صفتEnglish meaningHaving lost good qualities; morally corrupt.
تباه و فاسدشده
The regime grew degenerate.
آن رژیم منحط شد.
He led a degenerate life.
او زندگیای منحط داشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- corrupt
- decadent
متضادها (انگلیسی)
- virtuous
یادداشت کاربرد
منحط یعنی تباه و فاسد.