انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
deliberate
عمدی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- عمدی
- تعمدی
- آگاهانه
معنی و کاربرد
عمدی
adjective — صفتEnglish meaningDone consciously and intentionally, not by accident.
آگاهانه و از روی قصد
It was a deliberate mistake.
این یک اشتباه عمدی بود.
The damage was deliberate.
خسارت عمدی بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- deliberate
- intentional
- purposeful
متضادها (انگلیسی)
- accidental
- unintentional
ترکیبهای رایج
- deliberate act
- deliberate attempt