انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
demolished
منهدم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- منهدم
- ویرانشده
- فروریخته
معنی و کاربرد
منهدم
adjective — صفتEnglish meaningHaving been pulled down, destroyed, or torn apart, especially a building or structure.
ساختمان یا چیزی که ویران و فروریخته است
The old bridge was demolished last year.
آن پل قدیمی سال گذشته منهدم شد.
The army left the city demolished.
ارتش شهر را منهدم و ویران رها کرد.
We saw the demolished walls of the fortress.
ما دیوارهای منهدم قلعه را دیدیم.
هممعنیها (انگلیسی)
- destroyed
- ruined
- razed
متضادها (انگلیسی)
- built
- intact
ترکیبهای رایج
- demolished building
- completely demolished
یادداشت کاربرد
منهدم بر فروریختن و ویرانی سازهها دلالت دارد.