انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
dense
انبوه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- انبوه
- متراکم
معنی و کاربرد
انبوه
adjective — صفتEnglish meaningClosely packed together; thick or crowded.
وصف جمعیت یا پوشش گیاهی
A dense crowd filled the square.
جمعیتی انبوه میدان را پر کرد.
The forest was dense and dark.
جنگل انبوه و تاریک بود.
شکلهای واژه
- comparative
- denser
هممعنیها (انگلیسی)
- thick
- crowded
- packed
متضادها (انگلیسی)
- sparse
- thin
ترکیبهای رایج
- dense crowd
- dense forest
واژههای مرتبط
- crowd