پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

dependence

بستگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بستگی
  • وابستگی
  • ارتباط

معنی و کاربرد

  1. بستگی

    noun — اسم
    English meaning

    The state of relying on or being controlled by someone or something else.

    وابسته بودن به چیزی

    • His dependence on his parents worried him.

      بستگی او به پدر و مادرش نگرانش می‌کرد.

    • The dependence of the result on the method is clear.

      بستگی نتیجه به روش آشکار است.

شکل‌های واژه

plural
dependences

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • reliance
  • dependency
  • relation

متضادها (انگلیسی)

  • independence

ترکیب‌های رایج

  • dependence on
  • drug dependence

یادداشت کاربرد

در فارسی عبارت «بستگی دارد» یعنی «وابسته است».

واژه‌های مرتبط