پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

depressed

افسرده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • افسرده
  • غمگین
  • دل‌مرده

معنی و کاربرد

  1. افسرده

    adjective — صفت
    English meaning

    Feeling very sad, unhappy, and without hope.

    در حال روحی غمگین

    • He felt depressed after losing his job.

      او پس از از دست دادن کارش افسرده شد.

    • She has been depressed for weeks.

      او هفته‌هاست افسرده است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • sad
  • melancholy
  • downcast

متضادها (انگلیسی)

  • cheerful
  • happy

ترکیب‌های رایج

  • feel depressed
  • deeply depressed

واژه‌های مرتبط