پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

deprived

بی‌نصیب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌نصیب
  • محروم
  • بی‌بهره

معنی و کاربرد

  1. بی‌نصیب

    adjective — صفت
    English meaning

    Not having or given a share of something, especially a benefit or advantage.

    کسی که از چیزی بی‌بهره مانده است

    • He was deprived of his rights.

      او از حقوقش بی‌نصیب شد.

    • The children grew up in a deprived area.

      کودکان در منطقه‌ای محروم بزرگ شدند.

    • She felt deprived of love.

      او خود را از محبت بی‌نصیب می‌دید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • underprivileged
  • bereft
  • disadvantaged

متضادها (انگلیسی)

  • fortunate
  • privileged

ترکیب‌های رایج

  • deprived of
  • deprived area

واژه‌های مرتبط