پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

deputy

معاون به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • معاون
  • قائم‌مقام
  • جانشین

معنی و کاربرد

  1. معاون

    noun — اسم
    English meaning

    A person appointed to undertake the duties of a superior.

    جانشین و دستیار رئیس

    • He was appointed deputy manager.

      او به‌عنوان معاون مدیر منصوب شد.

    • The deputy signed the document.

      معاون سند را امضا کرد.

شکل‌های واژه

plural
deputies

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • assistant
  • substitute
  • second-in-command