انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
deputy
قائممقام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- قائممقام
- جانشین
- معاون
معنی و کاربرد
قائممقام
noun — اسمEnglish meaningA deputy or person who acts in place of another.
در باب جانشینی
The deputy signed the order.
قائممقام دستور را امضا کرد.
He served as deputy for years.
او سالها قائممقام بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- deputy
- successor
واژههای مرتبط
- جانشین