انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
descriptive
تشریحی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تشریحی
- توضیحی
- شرحگونه
معنی و کاربرد
تشریحی
adjective — صفتEnglish meaningServing or seeking to describe; explanatory. Also anatomical.
آزمون یا کالبدشناسی
The exam had an essay-type, descriptive section.
آزمون بخشی تشریحی و مقالهای داشت.
He gave a descriptive account of the event.
او گزارشی تشریحی از رویداد ارائه داد.
هممعنیها (انگلیسی)
- explanatory
- detailed
متضادها (انگلیسی)
- concise
ترکیبهای رایج
- descriptive exam
- descriptive answer
یادداشت کاربرد
«تشریحی» هم به معنای توضیحی و هم مربوط به تشریح (کالبدشناسی) است.
واژههای مرتبط
- anatomy