پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

descriptive

تشریحی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تشریحی
  • توضیحی
  • شرح‌گونه

معنی و کاربرد

  1. تشریحی

    adjective — صفت
    English meaning

    Serving or seeking to describe; explanatory. Also anatomical.

    آزمون یا کالبدشناسی

    • The exam had an essay-type, descriptive section.

      آزمون بخشی تشریحی و مقاله‌ای داشت.

    • He gave a descriptive account of the event.

      او گزارشی تشریحی از رویداد ارائه داد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • explanatory
  • detailed

متضادها (انگلیسی)

  • concise

ترکیب‌های رایج

  • descriptive exam
  • descriptive answer

یادداشت کاربرد

«تشریحی» هم به معنای توضیحی و هم مربوط به تشریح (کالبدشناسی) است.

واژه‌های مرتبط

  • anatomy