انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
desolate
ناآباد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ناآباد
- ویران
- بیآب و علف
معنی و کاربرد
ناآباد
adjective — صفتEnglish meaningEmpty, uninhabited, and bleak; laid waste.
زمینی خالی و ویران
The land lay desolate.
زمین ناآباد افتاده بود.
They crossed a desolate plain.
آنها از دشتی ناآباد گذشتند.
هممعنیها (انگلیسی)
- barren
- waste
متضادها (انگلیسی)
- populous
ترکیبهای رایج
- desolate landscape
واژههای مرتبط
- desolation