انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
desperate
مستاصل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مستاصل
- درمانده
- بیچاره
معنی و کاربرد
مستاصل
adjective — صفتEnglish meaningHaving lost all hope; feeling hopeless and overwhelmed.
درمانده و بیچاره
The desperate man asked for help.
مرد مستاصل درخواست کمک کرد.
She felt desperate after losing her job.
پس از از دست دادن کارش احساس درماندگی میکرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- hopeless
- frantic
- helpless
متضادها (انگلیسی)
- hopeful
- calm
ترکیبهای رایج
- desperate situation
- desperate for help
یادداشت کاربرد
مستاصل بر نهایت درماندگی و ناامیدی دلالت دارد.
واژههای مرتبط
- درمانده
- بیچاره