پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

desperate

مستاصل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مستاصل
  • درمانده
  • بیچاره

معنی و کاربرد

  1. مستاصل

    adjective — صفت
    English meaning

    Having lost all hope; feeling hopeless and overwhelmed.

    درمانده و بیچاره

    • The desperate man asked for help.

      مرد مستاصل درخواست کمک کرد.

    • She felt desperate after losing her job.

      پس از از دست دادن کارش احساس درماندگی می‌کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • hopeless
  • frantic
  • helpless

متضادها (انگلیسی)

  • hopeful
  • calm

ترکیب‌های رایج

  • desperate situation
  • desperate for help

یادداشت کاربرد

مستاصل بر نهایت درماندگی و ناامیدی دلالت دارد.

واژه‌های مرتبط

  • درمانده
  • بیچاره