انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
destitution
بینوایی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بینوایی
- تنگدستی
- فقر
معنی و کاربرد
بینوایی
noun — اسمEnglish meaningExtreme poverty; the state of being without means.
نهایت فقر و تنگدستی
The family fell into destitution.
خانواده به بینوایی افتاد.
Destitution forced him to beg.
بینوایی او را به گدایی واداشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- poverty
- penury
- indigence
متضادها (انگلیسی)
- wealth
ترکیبهای رایج
- grinding destitution