پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

detached

منفک به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • منفک
  • جدا
  • بی‌طرف

معنی و کاربرد

  1. جدا

    adjective — صفت
    English meaning

    Separated or disconnected from something.

    بریده و جدا از چیز دیگر

    • The detached house stands alone.

      خانه منفک تنها ایستاده است.

    • The detached part was replaced.

      قسمت جداشده تعویض شد.

  2. بی‌طرف

    adjective — صفت
    English meaning

    Showing no emotional involvement; aloof.

    دور از درگیری عاطفی

    • He remained detached during the argument.

      او در طول بحث بی‌طرف ماند.

    • She has a detached attitude toward the matter.

      او نگرشی بی‌طرفانه نسبت به موضوع دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • separate
  • disconnected
  • aloof

متضادها (انگلیسی)

  • attached
  • involved

ترکیب‌های رایج

  • semi-detached house
  • detached observer

واژه‌های مرتبط

  • detach