پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

detain

بازداشتن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بازداشتن
  • توقیف کردن
  • نگه داشتن

معنی و کاربرد

  1. بازداشتن

    verb — فعل
    English meaning

    To keep someone in official custody; to prevent from proceeding.

    توقیف کردن و مانع شدن

    • The police detained the suspect.

      پلیس مظنون را بازداشت کرد.

    • He was detained for questioning.

      او برای بازجویی بازداشت شد.

شکل‌های واژه

noun
بازداشت

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • hold
  • arrest
  • confine

متضادها (انگلیسی)

  • release
  • free

ترکیب‌های رایج

  • detain a suspect
  • wrongfully detain

یادداشت کاربرد

بازداشتن به معنی توقیف کردن و مانع شدن از ادامه کار است.

واژه‌های مرتبط