انگلیسیبه فارسیverb — فعل
detain
بازداشتن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بازداشتن
- توقیف کردن
- نگه داشتن
معنی و کاربرد
بازداشتن
verb — فعلEnglish meaningTo keep someone in official custody; to prevent from proceeding.
توقیف کردن و مانع شدن
The police detained the suspect.
پلیس مظنون را بازداشت کرد.
He was detained for questioning.
او برای بازجویی بازداشت شد.
شکلهای واژه
- noun
- بازداشت
هممعنیها (انگلیسی)
- hold
- arrest
- confine
متضادها (انگلیسی)
- release
- free
ترکیبهای رایج
- detain a suspect
- wrongfully detain
یادداشت کاربرد
بازداشتن به معنی توقیف کردن و مانع شدن از ادامه کار است.