پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

detention

بازداشت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بازداشت
  • حبس
  • توقیف

معنی و کاربرد

  1. بازداشت

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being kept in official custody, especially by the police.

    وقتی کسی را به‌طور قانونی نگه می‌دارند

    • The suspect is being held in detention.

      مظنون در بازداشت به سر می‌برد.

    • His detention lasted only a few hours.

      بازداشت او فقط چند ساعت طول کشید.

  2. بازداشت

    noun — اسم
    English meaning

    The punishment of being kept at school after normal hours.

    مجازات دانش‌آموز پس از ساعت مدرسه

    • He got detention for being late.

      به خاطر دیر رسیدن بازداشت (تنبیه) گرفت.

    • She was given detention after class.

      بعد از کلاس به او تنبیه دادند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • custody
  • imprisonment
  • confinement

متضادها (انگلیسی)

  • release
  • freedom

ترکیب‌های رایج

  • under detention
  • detention center
  • be held in detention

واژه‌های مرتبط