پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

deterrent

بازدارنده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بازدارنده
  • مانع

معنی و کاربرد

  1. بازدارنده

    noun — اسم
    English meaning

    Something that discourages an action or attack.

    چیزی که از انجام کاری بازمی‌دارد

    • The weapon served as a deterrent.

      آن سلاح نقش بازدارنده داشت.

    • Fear of punishment is a deterrent.

      ترس از مجازات بازدارنده است.

شکل‌های واژه

plural
deterrents

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • restraint
  • disincentive

متضادها (انگلیسی)

  • incentive

ترکیب‌های رایج

  • nuclear deterrent

یادداشت کاربرد

بازدارنده یعنی عامل بازدارندگی و مانع از عمل.