انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
deterrent
بازدارنده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بازدارنده
- مانع
معنی و کاربرد
بازدارنده
noun — اسمEnglish meaningSomething that discourages an action or attack.
چیزی که از انجام کاری بازمیدارد
The weapon served as a deterrent.
آن سلاح نقش بازدارنده داشت.
Fear of punishment is a deterrent.
ترس از مجازات بازدارنده است.
شکلهای واژه
- plural
- deterrents
هممعنیها (انگلیسی)
- restraint
- disincentive
متضادها (انگلیسی)
- incentive
ترکیبهای رایج
- nuclear deterrent
یادداشت کاربرد
بازدارنده یعنی عامل بازدارندگی و مانع از عمل.