انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
device
دستگاه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دستگاه
- وسیله
- ماشین
معنی و کاربرد
دستگاه
noun — اسمEnglish meaningA piece of equipment made for a particular purpose.
ابزار یا وسیلهٔ فنی
This device measures temperature.
این دستگاه دما را اندازه میگیرد.
The device stopped working.
دستگاه از کار افتاد.
He invented a useful device.
دستگاهی سودمند اختراع کرد.
شکلهای واژه
- plural
- devices
هممعنیها (انگلیسی)
- apparatus
- instrument
ترکیبهای رایج
- electronic device
یادداشت کاربرد
دستگاه همچنین به معنای نظام، مثل «دستگاه قضایی»، نیز به کار میرود.