انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
devout
متدین به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- متدین
- دیندار
- پرهیزگار
معنی و کاربرد
متدین
adjective — صفتEnglish meaningHaving strong religious belief and commitment; pious.
پایبند به دین
He is a devout Muslim.
او مسلمانی متدین است.
Her devout parents pray daily.
پدر و مادر متدین او هر روز نماز میخوانند.
هممعنیها (انگلیسی)
- pious
- religious
- devoted
متضادها (انگلیسی)
- irreligious
ترکیبهای رایج
- devout believer