پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

diagonal

مورب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مورب
  • قطری

معنی و کاربرد

  1. مورب

    adjective — صفت
    English meaning

    Slanting; joining two opposite corners of a figure.

    کج و مایل؛ واصل دو گوشه

    • Draw a diagonal line across the square.

      خطی مورب در مربع بکش.

    • He walked in a diagonal direction.

      او در جهتی مورب راه رفت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • oblique
  • slanting

واژه‌های مرتبط

  • oblique