انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
diagonal
مورب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مورب
- قطری
معنی و کاربرد
مورب
adjective — صفتEnglish meaningSlanting; joining two opposite corners of a figure.
کج و مایل؛ واصل دو گوشه
Draw a diagonal line across the square.
خطی مورب در مربع بکش.
He walked in a diagonal direction.
او در جهتی مورب راه رفت.
هممعنیها (انگلیسی)
- oblique
- slanting
واژههای مرتبط
- oblique