انگلیسیبه فارسیverb — فعل
die
مردن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مردن
- فوت کردن
- جان باختن
معنی و کاربرد
مردن
verb — فعلEnglish meaningTo stop living; to cease to be alive.
دربارهٔ پایان یافتن زندگی
His grandfather died last year.
پدربزرگش سال گذشته مرد.
Many plants die without water.
بسیاری از گیاهان بدون آب میمیرند.
He died peacefully at home.
او آرام در خانه مرد.
شکلهای واژه
- past tense
- died
- past participle
- died
- present participle
- dying
هممعنیها (انگلیسی)
- pass away
- perish
- decease
متضادها (انگلیسی)
- live
- survive
ترکیبهای رایج
- die of illness
- die young
یادداشت کاربرد
مردن هم به معنای فوت کردن و هم از بین رفتن گیاه است.