انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
digging
حفر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- حفر
- کندن
- حفاری
معنی و کاربرد
حفر
noun — اسمEnglish meaningThe act of breaking up and removing earth; excavation.
کندن زمین و حفاری
The digging of the well took a week.
حفر چاه یک هفته طول کشید.
They began digging for the foundation.
آنها حفر پی را آغاز کردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- excavation
- drilling
متضادها (انگلیسی)
- filling
ترکیبهای رایج
- digging a well
واژههای مرتبط
- dig
- excavate