انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
dignified
باوقار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- باوقار
- متین
- شکوهمند
- سنگین
معنی و کاربرد
باوقار
adjective — صفتEnglish meaningBehaving in a calm, serious, and respectable way.
در وصف رفتار محترمانه
She gave a dignified reply.
او پاسخی باوقار داد.
The old man walked with a dignified air.
پیرمرد با حالتی باوقار راه میرفت.
باوقار
adjective — صفتEnglish meaningMarked by impressiveness and gravity.
در معنای متین و شکوهمند
The ceremony was simple but dignified.
مراسم ساده اما باوقار بود.
He kept a dignified silence.
او سکوتی باوقار اختیار کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- graceful
- stately
- solemn
متضادها (انگلیسی)
- undignified
- frivolous
ترکیبهای رایج
- dignified manner
- dignified silence