انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
diligent
پرتلاش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پرتلاش
- کوشا
- ساعی
معنی و کاربرد
پرتلاش
adjective — صفتEnglish meaningShowing careful and persistent effort.
کوشش بسیار
She is a diligent student.
او دانشآموز پرتلاشی است.
Diligent work brings results.
کار پیوسته و کوشا نتیجه میدهد.
شکلهای واژه
- adverb
- diligently
هممعنیها (انگلیسی)
- hardworking
- industrious
- assiduous
متضادها (انگلیسی)
- lazy
- negligent
ترکیبهای رایج
- diligent worker
یادداشت کاربرد
پرتلاش یعنی کسی که بسیار کوشش میکند.