پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

direct

بی‌واسطه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌واسطه
  • مستقیم

معنی و کاربرد

  1. بی‌واسطه

    adjective — صفت
    English meaning

    Without an intermediary; immediate.

    بدون واسطه

    • They had direct contact.

      آن‌ها تماس بی‌واسطه داشتند.

    • This is a direct route.

      این مسیری بی‌واسطه است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • immediate
  • straight

متضادها (انگلیسی)

  • indirect