انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
direct
بیواسطه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیواسطه
- مستقیم
معنی و کاربرد
بیواسطه
adjective — صفتEnglish meaningWithout an intermediary; immediate.
بدون واسطه
They had direct contact.
آنها تماس بیواسطه داشتند.
This is a direct route.
این مسیری بیواسطه است.
هممعنیها (انگلیسی)
- immediate
- straight
متضادها (انگلیسی)
- indirect