انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
disciplined
منضبط به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- منضبط
- مرتب
- نظمپذیر
معنی و کاربرد
منضبط
adjective — صفتEnglish meaningShowing or requiring discipline; well-ordered and self-controlled.
دارای نظم و انضباط
She is a disciplined student.
او دانشآموزی منضبط است.
The team remained disciplined.
تیم منضبط ماند.
هممعنیها (انگلیسی)
- orderly
- controlled
- well-regulated
متضادها (انگلیسی)
- undisciplined
یادداشت کاربرد
منضبط به فرد یا گروهی با نظم گفته میشود.