انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
disfigured
مشوه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مشوه
- زشتشکل
- بدشکل
معنی و کاربرد
مشوه
adjective — صفتEnglish meaningDisfigured; deformed; distorted in appearance.
بدشکل و تغییرشکلیافته
The statue was disfigured by time.
مجسمه با گذشت زمان مشوه شد.
His face was disfigured in the accident.
صورتش در حادثه مشوه شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- deformed
- distorted
- marred
متضادها (انگلیسی)
- beautiful
ترکیبهای رایج
- disfigured face
یادداشت کاربرد
ممکن است به معنای «تحریفشده» نیز به کار رود.