انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
disgraced
بیآبرو به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیآبرو
- رسوا
معنی و کاربرد
بیآبرو
adjective — صفتEnglish meaningHaving lost the respect of others; shamed.
The scandal left him disgraced.
آن رسوایی او را بیآبرو کرد.
He felt disgraced in front of everyone.
در برابر همه خود را بیآبرو حس میکرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- shamed
- dishonored
- humiliated
متضادها (انگلیسی)
- respected
- honored
ترکیبهای رایج
- disgraced family
یادداشت کاربرد
بیآبرو با نیمفاصله نوشته میشود.