پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

disgraced

بی‌آبرو به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌آبرو
  • رسوا

معنی و کاربرد

  1. بی‌آبرو

    adjective — صفت
    English meaning

    Having lost the respect of others; shamed.

    • The scandal left him disgraced.

      آن رسوایی او را بی‌آبرو کرد.

    • He felt disgraced in front of everyone.

      در برابر همه خود را بی‌آبرو حس می‌کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • shamed
  • dishonored
  • humiliated

متضادها (انگلیسی)

  • respected
  • honored

ترکیب‌های رایج

  • disgraced family

یادداشت کاربرد

بی‌آبرو با نیم‌فاصله نوشته می‌شود.

واژه‌های مرتبط