انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
dismissal
برکناری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برکناری
- عزل
- اخراج
معنی و کاربرد
برکناری
noun — اسمEnglish meaningThe act of removing someone from a position or office.
کنار گذاشتن از کار
His dismissal surprised everyone.
برکناری او همه را شگفتزده کرد.
The dismissal was unjust.
برکناری ناعادلانه بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- dismissal
- removal
- deposition
ترکیبهای رایج
- unfair dismissal
واژههای مرتبط
- dismiss