پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

disobedient

نافرمان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نافرمان
  • سرکش
  • متمرد

معنی و کاربرد

  1. نافرمان

    adjective — صفت
    English meaning

    Refusing to obey rules or someone in authority.

    سرپیچی از فرمان و قانون

    • The disobedient child ignored his parents.

      کودک نافرمان به والدینش توجه نکرد.

    • He was punished for being disobedient.

      او به‌خاطر نافرمانی مجازات شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • defiant
  • unruly
  • insubordinate

متضادها (انگلیسی)

  • obedient
  • compliant

ترکیب‌های رایج

  • disobedient child
  • disobedient to

واژه‌های مرتبط