انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
disobedient
نافر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نافر
- نافرمان
معنی و کاربرد
نافر
adjective — صفتEnglish meaningRefusing to obey; not submissive.
سرپیچیکننده از فرمان
The disobedient child was punished.
کودک نافر تنبیه شد.
He was disobedient to his parents.
او نسبت به والدینش نافرمان بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- rebellious
- defiant
متضادها (انگلیسی)
- obedient
ترکیبهای رایج
- disobedient child
یادداشت کاربرد
نافر به معنای نافرمان و سرکش است.