پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

dispirited

بی‌دل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌دل
  • دل‌سرده
  • افسرده

معنی و کاربرد

  1. بی‌دل

    adjective — صفت
    English meaning

    Lacking enthusiasm, courage, or hope; discouraged.

    حالتی از دلسردی و ناامیدی

    • He felt dispirited after the loss.

      پس از باخت احساس بی‌دلی می‌کرد.

    • The team was dispirited but not defeated.

      تیم دل‌سرده بود اما شکست‌خورده نه.

  2. بی‌دل

    adjective — صفت
    English meaning

    Hopelessly in love; lovesick.

    در عاشقی بی‌قرار

    • The lovesick youth wandered the streets.

      جوان بی‌دل در خیابان‌ها پرسه می‌زد.

    • He wrote sad poems like a dispirited lover.

      او همچون عاشقی بی‌دل شعرهای غمگین می‌نوشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • discouraged
  • dejected
  • lovesick

متضادها (انگلیسی)

  • heartened
  • encouraged

ترکیب‌های رایج

  • feel dispirited

واژه‌های مرتبط