پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

dissolved

منحل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • منحل
  • برچیده
  • ملغی

معنی و کاربرد

  1. منحل

    adjective — صفت
    English meaning

    Officially ended or disbanded.

    تعطیل شده

    • The parliament was dissolved.

      مجلس منحل شد.

    • The dissolved committee met no more.

      کمیته منحل‌شده دیگر جلسه نگذاشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • disbanded
  • abolished

متضادها (انگلیسی)

  • established

ترکیب‌های رایج

  • dissolved parliament

یادداشت کاربرد

منحل به معنی برچیده و تعطیل‌شده است.

واژه‌های مرتبط

  • dissolve