انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
dissuaded
منصرف به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- منصرف
- دلسرد شده
- بازداشته
معنی و کاربرد
منصرف
adjective — صفتEnglish meaningHaving been persuaded not to do something.
کسی که از تصمیمی بازداشته شده
He was dissuaded from leaving.
او از رفتن منصرف شد.
She remained dissuaded from the plan.
او از آن نقشه منصرف ماند.
هممعنیها (انگلیسی)
- discouraged
- deterred
متضادها (انگلیسی)
- determined
ترکیبهای رایج
- dissuaded from
یادداشت کاربرد
منصرف یعنی از کاری دستکشیده و بازداشتهشده.
واژههای مرتبط
- discourage