انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
distress
پریشانی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پریشانی
- اضطراب
- نگرانی
معنی و کاربرد
پریشانی
noun — اسمEnglish meaningExtreme anxiety, sorrow, or pain.
در معنای اضطراب و نگرانی
She was in great distress.
او در پریشانی شدیدی بود.
The news caused him distress.
آن خبر او را پریشان کرد.
پریشانی
noun — اسمEnglish meaningA state of disorder or confusion.
در معنای آشفتگی
His affairs were in complete disorder.
کارهای او در پریشانی کامل بود.
Her face showed clear distress.
چهرهاش پریشانی آشکاری نشان میداد.
هممعنیها (انگلیسی)
- anxiety
- anguish
- suffering
متضادها (انگلیسی)
- comfort
- calm
ترکیبهای رایج
- in distress
- cause distress