انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
distressed
پریشانحال به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پریشانحال
- آشفته
- دلواپس
معنی و کاربرد
پریشانحال
adjective — صفتEnglish meaningVery worried, unhappy, or troubled.
حال روحی و نگرانی
She was distressed by the news.
او از این خبر پریشانحال شد.
The distressed family asked for help.
خانوادهٔ پریشانحال درخواست کمک کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- upset
- worried
- troubled
متضادها (انگلیسی)
- calm
- cheerful
ترکیبهای رایج
- deeply distressed
- distressed look
یادداشت کاربرد
پریشانحال به آشفتگی و نگرانی توأم با اندوه اشاره دارد.