پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

distribution

توزیع به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • توزیع
  • پخش
  • تقسیم

معنی و کاربرد

  1. توزیع

    noun — اسم
    English meaning

    The act of giving out or delivering something to several people or places.

    رساندن و پخش کردن چیزی میان مردم

    • The distribution of food began at noon.

      توزیع غذا ظهر آغاز شد.

    • They manage the distribution of goods.

      آن‌ها توزیع کالاها را مدیریت می‌کنند.

  2. پراکندگی

    noun — اسم
    English meaning

    The way things are spread or arranged over an area.

    پخش‌شدگی و پراکندگی چیزی

    • The map shows the distribution of rainfall.

      نقشه توزیع بارش را نشان می‌دهد.

    • The distribution of wealth is unequal.

      توزیع ثروت نامتعادل است.

شکل‌های واژه

plural
distributions

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • allocation
  • delivery
  • spread

متضادها (انگلیسی)

  • collection
  • gathering

ترکیب‌های رایج

  • distribution network
  • income distribution
  • distribution of goods

یادداشت کاربرد

توزیع هم به پخش کردن کالا و هم به پراکندگی آماری گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط

  • distribute